ملا محمد مومن كرمانى
314
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
ز الوان قبايان زرينكمر * نمودى گلستان همه دشت و بر « 1 » و بندگان خان سپهر مكان ، بر توسن خوشخرام سعادت توأمان سواره ، در كمال اعزاز و اجلال ، به كوكبه و جلالت تمام - عازم بلده ، و در اندك زمانى طى آن مسافت را به يمن همت عالى نموده ، در اوائل ظهر روز سهشنبه بيست و هفتم شهر شعبان المعظم وارد اصل بلده ، و در باغنظر مانند خورشيد جهانتاب در بيت الشرف نزول اجلال فرموده بر وسادهء عظمت و جهاندارى و اريكهء شهامت و كامكارى متمكن . و خوانين عظيم الشان و سركردگان جلالت نشان و اعاظم و اعالى و عموم معتبرين و اهالى وارد حضور ، و بعد از مراسم كورنش و تعظيم ، هريك كه قايل تصدير محفل ارم نظير بودند به اشاره لامع البشاره در بزم خاص رخصت و اختصاص يافته ، از شهد التفات و اطعمهء خان كامكار و احسان بندگان سپهر مكان معظم اليه لذتياب و بهرهمند گرديدند . بسيط غبرا و سپهر خضرا و مدت سه شبانهروز متوالى عموم خلايق به عيش و عشرت مشغول ، و شبها به افروختن شمع و چراغ در بازارها مشغول شده ، بسيط غبرا به همچشمى سپهر خضرا تزئين مىدادند . بعد از چند روز كه از رنج سفر آسوده ، و به صيقلكارى صهباى نشاط زنگ كلفت و كدورت از مرآت مصفاى خاطر موهبت گنجور زدوده ، و از بادهء خوشگوار حصول متمنيات تردماغ شدند - به امور مملكت پرداخته ، اولا عمال ديوانى را به حضور موهبت منظور [ خوانده ] ، و در باب مداخل و مخارج ولايت گفتگو ، و نسخهء ماليات را كه بندگان والاشان ليوان ميرزا - برادر و نايب الاياله بندگان سپهر مكان خانى عظيم الشانى - مباشر دادو
--> ( 1 ) - جاى ديگر شعرها را نديدهام و حدس مىزنم از مؤلف باشد ، و بههرحال شعرهاى خوب و رسائى است و متناسب حماسههاى توپ و تفنگى قزلباشان الوان قبايان زرينكمر !